داستان یک زندگی

۱ مطلب در فروردين ۱۴۰۱ ثبت شده است

 

بسم الله الرحمن الرحیم

همه مون تجربه ی برنامه ریزی های سر سال و ماه رو داشتیم . کاغذ های برنامه ریزی که هیچ وقت تا انتها جلو نرفتند و نهایتش دو هفته بهشون پایبند بودیم . همیشه کتاب اثر مرکب رو خوندیم و سعی کردیم توی زندگی مون عملی اش کنیم و همیشه با خودمون قرار گذاشتیم که از هفته ی بعد شروع به انجام کارهای کوچیکی میکنم که در نهایت مرکب بشن .

بعد از تجربه های شکست خورده ی زیاد در حوزه ی برنامه ریزی بالاخره یک روش برای من جواب داد . اون هم جلو رفتن با یک همراه در این مسیر و ادامه دادن بود . حتی اگر روز خیلی بدی گذروندی . حتی اگر سه روز هیچ کار مفیدی انجام ندادی . شعار ما در این برنامه ریزی فقط استقامت و ادامه دادن هست .

 

من با دوستی که از طریق شبکه های اجتماعی باهاش آشنا شدم از هفت ماه پیش شروع به در نظر گرفتن دوره های چهل روزه کردیم و برای این چهل روزها اهدافمون رو نوشتیم و کارهایی که باید بکنیم رو لیست کردیم . و هر روز به همدیگه گزارش کارهامون رو دادیم . بعضی از روزها کاملا شکست خورده بودیم و هیچ کاری نکرده بودیم اما آخر شب از بی برنامگی خودمون کلافه می شدیم و بهم قول می دادیم که روز بعد این بی برنامگی رو جبران کنیم .

در مواقعی که لازم بود به همدیگه انگیزه دادیم و یا اهدافمون رو مرور کردیم .

به این ترتیب برای اولین بار لذت قدم برداشتن در راه اهدافمون رو چشیدیم .

 

ما توی این برنامه ریزی دو تا اصل رو رعایت کردیم : 1. ادامه دادن  2. انجام حداقل یه تکه ی کوچک از کاری که برای روزمون نوشتیم

 

ما با خودمون میگیم هر روز قراره یک قدم جلوتر بریم و حتی اگر در طول روز کار یا مسئله ای برامون پیش اومده باشه سعی میکنیم حداقل ده دقیقه از مطالعه مون رو انجام بدیم یا بیست تا حرکت شنا برای بخش ورزش مون انجام بدیم .

 

حتما داستان مسابقه ی خرگوش و لاک پشت رو به خاطر دارید ، ما با هر روز حداقل یک قدم نزدیک شدن به هدفمون بالاخره به هدفمون میرسیم اما اگر کمالگرایی پیشه کنیم و توقع داشته باشیم که همیشه عالی باشیم و حتما هر روز یک ساعت بدون وقفه ورزش کنیم ، شش ساعت بلا استثنا کار کنیم و ... این برنامه به جایی نخواهد رسید .

 

از فواید این طور برنامه ریزی میتونم به این دو مورد اشاره کنم : 1. اعتماد به نفس بیشتر : چون وقتی ما در طولانی مدت به یک برنامه متعهد میمونیم ناخودآگاه بیشتر خودمون رو قابل اعتماد و دارای توانمندی احساس می کنیم .

2. حتی وقتی که در روزهایی احساس شکست یا عقب ماندگی میکنیم یادمون میاد که ما در راستای اهدافمون هر روز حداقل یه قدم کوچیک داریم برمیداریم و این حس بسیار مثبتی رو بهمون میده .

 

 

برنامه ریزی بسیار حس مثبتی رو بهمون می بخشه و واقعا توی زندگی مون جادو میکنه . بیاین سال 1402 رو در حالی تحویل بگیریم که برای اهدافمون 365 قدم برداشته باشیم :)

 

.

+چه جالب بود این نوشته‌. حالا که در فاصله دو ماه مانده به سال ۱۴۰۵ می‌بینمش، شاید بتونم ازش دوباره استفاده کنم.

 

  • zahra __